توضیحات
رمان اتاق دریا داستان پسری به نام اتابک است. اتابک پسری سرکش و دوست داشتنی است که قصد ازدواج با دختری به نام پگاه را دارد. اما در پی معرفی دختر به خانوادهاش متوجه میشود که مادرش به شدت با این ازدواج مخالف است! مادر اتابک که نمیتواند پسرش را از این ازدواج منصرف سازد از او میخواهد دست نوشتههای او را که داستان زندگیاش هستند، بخواند …
اسم رمان: اتاق دریا
نویسنده این اثر: مریم علیخانی
ژانر رمان: عاشقانه
گوشه ای از رمان اتاق دریا
شب سردی بود دانه های برف بیامان و شتابان در آسمان چرخ میخوردند و پشت سر هم بر زمین مینشستند. برف تقریبا همه جای زمین را پوشانده بود عابران از شدت سرما و یخ زدگی در خیابانها به سرعت از کنار هم رد میشدند تا شاید هر چه زودتر خود را به سر پناهی گرم برسانند. من خسته و ناامید پایم را آهسته روی پدال ماشین میفشردم؛ اما نمی دانستم مقصدم کجای دنیا خواهد بود تلفن همراهم چندین بار متمادی زنگ خورده بود و من با دیدن شماره پگاه به آن توجهی نمی کردم دلم نمیخواست صدایش را بشنوم زیرا در مقابل سوالات بی امانش هیچ پاسخی نداشتم .
مجبور شدم تلفن را خاموش کنم تا از جواب دادن به آن خلاصی یابم. اتومبیل را گوشه ای پارک کردم و سرم را روی فرمان .گذاشتم حتی برای یک لحظه هم نمی توانستم چهره ی مغموم مادرم را از خاطرم دور کنم وقتی به او فکر میکردم از خودم بدم میآمد شاید اگر من نبودم او در طی سالهایی که با هم گذرانده بودیم مجبور نبود با همه مشکلات و رنجهای زندگی دست و پنجه نرم کند.
هرگاه نگاهم با نگاهش تلاقی میکرد معصومیت نگاه پاکش مرا شرمگین میساخت در وضعیت دشواری قرار داشتم چگونه میتوانستم از میان مادرم و پگاه که قرار بود با او ازدواج کنم و شاید قول مردانه ام به ،رضا که بهترین دوستم بود، یکی را انتخاب کنم؟