توضیحات
(بدون سانسور) دانلود رمان رخنه از نگار رازقندی با فرمتهای pdf، اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم
امیر حافظ یه مرد پر نفوذ و قدرتمند که ازش هر خلافی بر میاد و این دلیل بر این میشه که نیکی همسرش که تازه یک بچه یک ساله هم دارن از هم طلاق بگیرن اما حافظ به نیکی اجازه نمیده بچش رو ببینه مگر این که هر بار …
خلاصه رمان : رخنه
درست مثل سگ های از نفس افتاده شروع به نفس کشیدن از دهنم کردم. گلوم خشک شد و نگاه تحسین برانگیر امیر حافظ حکم تایید رو داشت. بندی که از گردنم به دستش متصل شده بود رو بالا کشید که ناچار بلند شدم. دستش زیر چونهم رفت و به سمت گردنم کشید. – می دونی یه سگ خوب کی وفاداریش ثابت میشه تا به خواستهش برسه؟ سرمو به طرفین تکون دادم که پوزخندی زد و منو سمت میز کارش هول داد. -وقتی که با تمام وجودت روی همین میز چهار دست و پا بشی و دم تکون بدی.
منو روی تخت خم کرد که اشکم دیگه نتونست مقاومت کنه و جاری شد. تنها یه شلیک نگاهش روی گونه هام اونو به اوج خشونت رسونید. -چی بهت گفتم؟ هان؟ نتونستم زیر بار حرف هاش دووم بیارم و فشار عصبی حالمو خراب کرده بود و روی میزش جنین وار شدم. – ولم کن! دست از سرم بردار، نمی خوام آوا رو ببرم. رنگ نگاهش تغییر کرد. پوچ شد و سرد عقب رفت. شبیه جادویی که باطل شده باشه و از حالت هیپنوتیزم بیرون بیاد. عقب رفت که از روی میزش پایین اومدم و قلاده رو با عصبانیت از دور گردنم آزاد کردم.
مانتوم رو از روی زمین برداشتم و دورم پیچیدم. جنون وار عمل می کردم و امیرحافظ فقط به سر تا پام مبهوت خیره بود. -نگاهم نکن! نجاست داره چشم هات. دندون هاش رو بهم سایید و پلکش شروع به پریدن کرد. -چه گوهی خوردی؟ قدم بلندش به سمتم مساوی شد به پرت شدنم روی مبل. -بهت گفتم اشک نریز، بهت گفتم هار نشو، بهت گفتم دندون نگیر وگرنه وسط همین اتاق چالت می کنم! نفس نفس زنان پسش زدم و مشتی به بازوش زدم. – برو عقب، من سگ تو نیستم! من رکسی نیستم که…
به نظر شما فرق بین یه کتاب الکترونیکی و رمان چیه؟
هربار که یک رمان جدید شروع میکنم، احساس هیجان و اشتیاق میکنم که دنیای داستان را کشف کنم.
خواندن رمان، یک روش بهینه برای رفع خستگی و دلتنگی روزانه است.